ادبیات کودک و نوجوان

ادبیات کودک و نوجوان

نگارنده: دکتر مهرداد مولودی

استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج

مولف مجموعه 12 جلدی مجیک فونیکس و مجیک فری تیلز

موسس آکادمی زبان مهرداد

 ادبیات کودک و نوجوان گونه ای از ادبیات است که جدا سازی آن از سایر بخش های ادبیات صرفا به خاطر ملاحظات سنی، رشد ذهنی، رشد عاطفی و اجتماعی مخاطب صورت می گیرد. خردسالان، کودکان و نوجوانان گنجایش پذیرش محتوای داستان هایی که برای سنین والدین آنها نوشته شده است را ندارند. لذا داستان های فانتزی، علمی تخیلی و افسانه های کهن می توانند برای این رده سنی از مخاطبین در نظر گرفته شوند.

 

و حالا اهمیت ادبیات کودک و نوجوان. چرا این بخش از ادبیات بیش از پیش اهمیت پیدا کرده است؟


چون تنها مخاطب این بخش از ادبیات، که کودک است، می تواند سعادت از دست رفته را به خانواده و به جامعه باز گرداند. کودک می تواند به دلیل داشتن فرصت بیشتر، عمر بیشتر، قابلیت های رو به رشد و روز آمد بودن آرزو های محال والدین خود و جامعه را ممکن سازد. آرزو هایی که برای نسل امروز ما رویایی دست نیافتنی هستند، می توانند برای فرزندان ما ممکن باشند. برای ما سفر به سایر کهکشان ها رویاست. برای ما سفر در عمق دریا ها دیگر رویا نیست. برای کودکان جنگ، صلح رویای ناممکن نیست. برای ما درمان و گریز از برخی از بیماری ها رویای ناممکن است اما برای فرزندان ما کاملا ممکن است.

داستان 20 هزار فرسنگ زیر دریا اثر ژول ورن، داستان سفر به کره ماه اثر هرژه، و داستان های علمی تخیلی که دستمایه فیلم های هالیوودی قرار گرفته اند نشان می دهند چطور حیات انسان ها به شکلی در زمان حال متوقف و در آینده پس از رفع مشکلات کنونی دوباره به جریان می افتد.

در این میان، داستان های علمی تخیلی می توانند تاثیر به سزایی در اختراعات و اکتشافات در بین مخاطبین نسل های آینده داشته باشند. به همین ترتیب افسانه های کهن نیز می توانند در بهتر فکر کردن، تصمیم گرفتن و به طور کلی راه حل های خلاق برای مشکلات پیش رو به مخاطبین خود کمک نمایند.


            ادبیات داستانی سراسر مملو از الهاماتی است که می تواند سازنده و یا مخرب باشد. پس در انتخاب ادبیاتی که کودکان و نوجوانان را با آنها بزرگ می کنیم دقت کنیم. ادبیات داستانی سازنده فردای فرزندان ماست. دنیای این روزهای ما، دنیای همان داستان هایی است که مادر بزرگ ها و بزرگتر ها برای ما خوانده اند. دنیای این روزهای ما، دنیای همان داستان هایی است که بزرگتر ها برای ما خریدند و ما خواندیم. طبیعی است که دنیای فردای فرزاندان ما، ارزش های آنها و رویا های آنها نیز همان داستان هایی است که امروز برایشان می خوانیم و یا در دسترس آنها قرار می دهیم.


مثال عینی این موضوع و چگونگی تاثیر ادبیات کودک، دنیای امروز من مهرداد مولودی است. من قصد دارم تا با مرور خاطراتی که از داستان هایی که در کودکی و نوجوانی با آنها در تعامل بودم بگویم، و بگویم چطور پیچش های هر داستان اثری ماندگار در زندگی امروز من داشته اند.


سفر به جزایر مرجانی: این کتاب داستان سفر و ماجراجویی عده ای کاشف و طبیعت گرد به جزایر مرجانی مناطق حاره ای بود. من در بین سال های 1385 تا 1391 با سفر به مناطق، جزایر و جنگل های چند میلیون ساله جنوب شرق آسیا خاطرات خودم رو از این داستان ها باز آفرینی می کردم. من از نزدیک  اورانگ اصلی ها یا همون انسان های بدوی رو دیدم. زندگی و سفر در بین ساکنین این منطقه درس هایی به من داد که شاید در جایی دیگر این درس ها را نمی گرفتم.

بیست هزار فرسنگ زیر دریا اثر ژول ورن: بارها و بارها این داستان رو خوانده ام. در سن 10 سالگی موتور هواپیمای اسباب بازی که پدرم برایم سوغات آورده بود را باز کردم و بر روی ماکت کشتی که خودم درست کرده بودم کار گذاشتم. در آن سال ها بارها و بارها از تیر و تخته های کشوی تخت، جعبه باقلوا و هر چیزی که در دسترسم بود کشتی می ساختم و آن رو به آب می انداختم. فکرش را بکنید که این ادبیات علمی تخیلی اثر ژول ورن چقدر در رشد هوش تجسمی و دست ورزی تاثیر گزار است.

سفرهای مارکوپولو: من از مجموعه سفر های مارکوپولو آموختم که زندگی در دوردست ها خیلی متفاوت از خانه ماست. کودک چطور می تواند بداند که آدم هایی وجود دارند با رنگ و چهره ای متفاوت و عادت ها و باورهای بسیار متفاوت تر و غریب تر؟ این داستان ها به من تصویری از انسان های آن سوی مرز ها داد قبل از اینکه آن سوی مرز ها را دیده باشم. بواسطه خواندن ترجمه سفرهای مارکوپولو علاقه من به تاریخ و جغرافی دوچندان شد طوری که هر سال وقتی کتاب های سال تحصیلی آینده را برایم خریداری می کردند اولین درسی که سراغ اون می رفتم تاریخ و جغرافی بود. خاطرم هست 25 ریال دادم تا اطلس کارتوگرافی سحاب رو خریداری کنم و ساعت ها به نقشه های سیاسی و اقلیمی اطلس چشم می دوختم و پستی ها و بلندی ها و جلگه ها رو در ذهنم مجسم می کردم. امروز وقتی درس ترجمه نوار فیلم رو کار می کنم دانش دیروز من در ترجمه به کمکم می آید. مارکوپولو و سفرهاش آنچنان تاثیری در من گذاشت که من با الهام از او به نوشتن تجربه های سفر هام در پایگاه اینترنتی www.tripadvisor.com پرداختم. از این تجربه در برگزاری کلاس برای نوآموزان زبان انگلیسی استفاده کردم. با خواندن تجربه های سفر های دیگران درک بهتری از سفر و دنیا گردی پیدا کردم و خودم به تازگی جز برترین سفرنامه نویسان ایرانی توسط این پایگاه جهانی شناخته شده ام. فقط تجسم کنید حجم بالای خواندن و نوشتن که بواسطه الهام گرفتن از سفرهای مارکوپولو در من ایجاد شده است.

دور دنیا در 80 روز اثر ژول ورن: داستان معرف حضور همه هست و بسیاری از ما از محتوای داستان بواسطه فیلم، انیمیشن و داستان بلند مطلع هستیم. یکی از مهم ترین الهاماتی که من از این داستان گرفتم این بود که اهداف متعالی انسان هر چند هم بلند و دست نیافتنی، با مطالعه، برنامه ریزی، دقت و وقت شناسی  دست یافتنی خواهند بود. کدام دوره آموزشی و یا درس دانشگاهی می تواند درسی چنین مهم را در زمانی که رفتارهای نوجوان در حال شکل گیری است بهتر از ادبیات داستانی به او بدهد؟

            هانسل و گرتل اثر برادران گریم: کودکان و نوجوانان به راحتی طعمه انواع سو استفاده ها قرار می گیرند. دره باغ های سبزی که آن سویش چیزی جز حسرت و خسارت مادی و معنوی نیست. یکی از ابزارهای آموزشی برای دادن دانایی و قدرت در مقابله با این سو استفاده ها شاید داستان هانسل و گرتل باشد. هانسل و گرتل بی پناه، گرسنه و درمانده با دیدن آن کلبه رویایی و دنیای خوردنی ها شیرین فراموش می کنند که نباید به هر دعوتی پاسخ مثبت بدهند. وارد کلبه جادوگر می شوند و بعد هم اسیر. اما اگر فردی که داستان را برای کودک می خواند، علاوه بر نقل داستان، کودک را درگیر یک سری پرسش های تحلیلی و انتقادی نماید و به عنوان نمونه از کودک بپرسد "اگر تو جای هانسل و گرتل گرسنه و بیچاره بودی داخل اون خونه می شدی؟" پرسش هایی از این قبیل، قدرت تخلیل و چاره جویی را در کودکان بالا می برد. پس همواره سعی کنیم در کنار خواندن داستان برای کودکان و یا در اختیار گذاشتن کتابهای داستان برای کودکان سنین مدرسه و نوجوانان طرح مسله و پرسش پاسخ های دنبال آن را فراموش نکنیم.

 

در خاتمه لازم می دانم از نقش مولفین، مترجمان و داستان پردازان گروه سنی کودک و نوجوان برای شما بگویم.


شاید برخی دوستان زبانی حاضر در جلسه با مجموعه کتاب های مجیک فونیکس که از سال 1391 آنها را به تدریج تا سال 1393 در 8 جلد تالیف کردم آشنایی داشته باشند. این کتاب ها پس از آموزش خواندن و نوشتن ابتدایی به نوآموزان زبانی انگلیسی در ایران به آنها امکان خواندن ادبیات داستانی را می دهد. از اینرو 3 جلد کتاب دیگر که شامل 9 داستان و افسانه کهن بود تحت عنوان مجیک فری تیلز را به مجیک فونیکس اضافه کردم. من از این افسانه های کهن برای تقویت مهارت خواندن و درک مطلب، افزایش دایره واژگان، درک مفاهیم ساختاری و مهارت های مطالعه و خواندن استفاده کردم. افزون بر این، هدف من پرورش قابلیت تفکر انتقادی و خلاق بوده است. در سراسر این داستان ها سوالاتی چون "اگر شما جای دخترک مهربان بودید چه می کردید؟ اگر شما جای شاهزاده بودید چه رفتاری می کردید؟ اگر شما جای هانسل و گرتل بودید وارد کلبه جادوگر می شدید؟ چرا هانسل و گرتل وارد کلبه جادوگر شدند؟ چرا دختر جوان به قولی که داده بود عمل نکرد؟" پرسش هایی از این دست، زمینه خواندن انتقادی و تعامل با متن را برای مخاطب فراهم می سازد و به مخاطب امکان شناخت مشکلات و پیدا کردن راه حل مناسب بر اساس تجربیاتی که از پیچش های داستان می آموزد می دهد.


اما مشکلی که من با این افسانه های کهن داشتم هنجارهای قدیمی و کلاسیکی بودند که از نظر من و مطمئنن شما مناسب فرزندان جامعه امروز ما نیستند. در عموم افسانه های کهن:

 

1-       نقش دختران نسبت به پسران بسیار ضعیف و کمرنگ است.

2-       زن ها در بسیاری از داستان ها نقش جادوگر دارند و یا ملکه ای که پادشاه را به تصمیمات خشن و ضد انسانی ترغیب می کند.

3-       پسر ها همواره قهرمان همه داستان ها هستند و دختر ها هم حکم پاداش برای پسرها.

4-       پایان خوش داستان ها ازدواج شاهزاده و مردی دلاور است با دختری زیبارو از طبقه رنجیده و یا دختری که توسط جادوگر طلسم شده و یا در قصری زندانی شده است.

5-       زیبایی صورت و زیبایی درون گویی لازم و ملزوم یکدیگر هستند و افراد مهربان سیمایی زیبا و افراد نامهربان سیمایی نازیبا دارند.

 من به عنوان مولف در بازنویسی این متون ضمن رعایت اصول آموزش زبان، تمام هنجارهای فوق را شکستم. در داستان هایی که من باز نویسی کرده ام به همان اندازه که قهرمان پسر وجود دارد به همان اندازه هم قهرمان دختر وجود دارد. در این داستان ها دیگر نقش گرتل یک دختر بچه نازک دل که فقط گریه می کند نیست. در این داستان ها صفات زیبارویی و مهربانی نه در تصویر و نه در متن در ترادف با یکدیگر قرار ندارند. پایان خوش همه داستان ها ازدواج آن هم نوع شاهزاده و گدا نیست. در این داستان ها قهرمان داستان با چاقو شکم مرغابی را پاره نمی کند، سر از تن اسب خود جدا نمی کند، و شخصیت های بد داستان به جای اینکه مورد انتقام قرارگیرند به دست تقدیر و بخت شوم خود سپرده می شوند.

 

کلام آخر:

داستان های کودک و نوجوان ابزاری هنر مندانه و تاثیر گذار برای آموزش هستند. ادبیات داستانی، کودک و نوجوان را هدایت می کند، اسباب اندیشدن وی را تقویت می کند، او را تربیت می کند و نیازهای ذهنی، عاطفی و اجتماعی او را برآورده می کند. ادبیات کودک و نوجوان عامل وحدت بین تمامی کودکان و نوجوانان جهان است و هنرمندان و نویسندگان با مراجعه به ضمیر ناخودآگاه خود و زنده کردن خاطرات کودکی و احساسات درونی و رویاهای خود سعی می کنند با ذهنی پاک و آزاد در دنیای کودکی قدم بردارند و آنرا در قالب واژگان به تصویر بکشند.

پس بیایید این بار و هر بار کتاب و ادبیات داستانی و اشعار کودکانه را به هر بهانه ای تولد، جایزه، عیدی ... به عنوان بهترین هدیه برای کودکان و نوجوانان عزیزمان انتخاب کنیم.


این مقاله توسط دکتر مولودی در تاریخ 21 تیر ماه 1395 به دعوت از دانشگاه آزاد اسلامی کرج و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی استان البرز همزمان با رونمایی از اثر "یک قوری پر از قور" به قلم شاعره کودک سرکار خانم مریم هاشم پور و در حضور دکتر رشید کاکاوند و سایر استادان، دانشجویان و دوست داران شعر و ادبیات ارائه گردید.