اشتباهات گفتاری والدین

1- مقایسه کردن :«چرا مثل دوستت نیستی؟»

با مقایسه تخم حسادت و بددلى را بین فرزندان خود مى کارید. بچه ها نباید در خانواده و فامیل مقایسه شوند، چون در مقابل خواهران و برادران خود احساس بى ارزشى و بد بودن را خواهند داشت. حتى تعریف مثبت هم مى تواند همین نتیجه را داشته باشد.
2- تهدید: «اگر نیایى مى‏روم و اینجا تنها مى‏مانى. اگر این کار را انجام دهى، پلیس تورا می برد.»

تهدید موجب ترس در کودک مى شود و او احساس مى کند که در محیطى ناامن و پر از دشمن زندگى مى کند. تهدید به تنها گذاشتن کودک برایش بسیار دردناک و سخت است چون او بسیار حساس است و براى نیازهاى اساسى و اولیه زندگى به پدر و مادرش نیاز دارد. آنچه باید گفت؛ به بچه ها باید هشدار داد، نه تهدید. برخلاف تهدید، هشدار واقعى و معقول است. به او هشدار دهید که نباید به رفتار بد خود ادامه دهد، مانند « اگر دوباره خواهرت را بزنى، دیگر نباید با او بازى کنى».
3- مقصر دانستن بچه ها هنگام بروز مشکلات: « تو دلیل دعواى من و پدرت هستى»

مقصردانستن کودک هنگام مشکلات به این معنى است که او به دلیل کارى که دیگران انجام داده اند سرزنش مى شود. بچه ها هدف آسان و در دسترس براى به گردن گرفتن تقصیر دیگر اعضاى خانواده هستند. اگر بچه ها باید یاد بگیرند که مسؤولیت کارهایشان را به عهده بگیرند، ما والدین باید نمونه اى از مسؤولیت پذیرى در برابر اشتباهات و ضعف هایمان باشیم.
 
4- کم دیدن بچه ها:« لیاقت چیزى را ندارى»

بچه ها با کلمات و جمله هایى که به آنها مى گوییم، بزرگ مى شوند. والدین باید آینده خوبى را براى بچه ها ترسیم و پیش بینى کنند.

5- انتظارات نابجا:« نمره ات 17 شده پس 3 نمره دیگر چه شده است تو فقط باید 20 بگیرى.»

داشتن انتظار بیجا تنها اعتماد به نفس کودک را از بین مى برد. حال چه باید گفت؟ در این مواقع باید با تاکید به نکات مثبت بگویید: «خیلى عالى است که نمره هاى 20 زیادى در کارنامه ات دارى، اشکالى ندارد نمره 17 گرفتى چون تو تمام سعى خود را کردى و هر انسانى ممکن است اشتباه کند. سعى کن اشتباهاتت در آینده کمتر شود لزومى ندارد همیشه و همه کس نمره 20 بگیرند.» 
6-  اتیکت زدن به بچهها: «بچه بد»

اگر کودکان را به نام هایى مانند احمق و تنبل بنامید باور مىکنند که داراى این صفات و خصوصیات هستند. به علت آسیبى که بکاربردن این نام هاى منفى به شخصیت بچه ها وارد مى کند اعتماد به نفس او از بین مى برد. حال به جای آن میتوان با جملهاى مثبت توجه بچه را به رفتارى معطوف کنید که باید تغییر دهد: « این اتاق نامرتب و به هم ریخته است» یا « کاغذ و مدادهایت روى زمین پخش شده و باید جمع شود.»
7- شرمنده کردن کودک: « باید از خودت خجالت بکشى.»

هنگام خجالت کودک احساس مى کند نقص دارد یا بى لیاقت است. خجالت کشیدن بیشتر از این که رفتار او را درست کند موجب از دست رفتن روحیه و تحقیر او مى شود. برخى پدرها و مادرها با انگشت گذاشتن روى ضعف هاى کودک مانند شب ادرارى، او را تحقیر مى کنند. خجالت زده کردن کودک موجب مى شود که او عوامل تحقیرش را پنهان کند.

8- جملاتی مثل:«اى کاش به دنیا نمى آمدى» یا «هیچکس تو را دوست ندارد»

طرد کردن بچه ها، نشان دادن نفرت یا تمایل به جدایى از آنهاست. براى یک کودک دوست داشته نشدن از طرف فردى که او را به دنیا آورده به معنى دوست نداشتن از طرف همه افراد است. آنچه یک کودک باید بداند این است که پدر و مادر بدون هیچ قید و شرطى دوستش دارند.